روزی که «حاج عماد» با چشمان بسته به دیدار «سید حسن» رفت!
همه فکر می کردیم رانندهی ماشین «حاج عماد» باشد یا حداقل کنار راننده، روی صندلی جلوی ماشین بنشیند. ولی با کمال تعجب دیدیم ایشان هم چشم بسته،
برچسب:
نویسنده: باران افشاری
چرا همه رزمندگان مقاومت با «سید حسن» عکس دارند؟!
کمتر رزمندهای از مقاومت هست که عکس یادگاری با ایشان نداشته باشد. این ماجرا برمیگشت به تدبیر «حاج عماد» ...
کسانی که به هر دلیلی، با رزمندگان «مقا
برچسب:
نویسنده: باران افشاری
برچسب:
نویسنده: باران افشاری
ماجرای پای قطع شده در ساک آقای عکاس
حاج "بهزاد پروین قدس" که از راه رسید، مثل همیشه ساک بر دوش بود. ناگهان از داخل ساک، چیزی درآورد که همه از تعجب مات ماندند.
حمید داودآبادی، رزمنده و نویسنده دفاع
برچسب:
نویسنده: باران افشاری
رزمنده ای که به حرفش اعتماد نکردیم!
بچهها گفتند: نمیشود به حرفش اطمینان کرد. گفتم بگذارید من شخصا برای صحت و سقم مطلب با او به شناسائی میروم. صدایش کردم و گفتم برویم به خودم نشان بده تانکها را.
برچسب:
نویسنده: باران افشاری
جشن پتو برای ستاره کردستان!
چراغها که روشن شد، دیدیم محمود کاوه است که نشسته بود وسط! همه سر به زیر و خجل شدیم. این لبخند و خنده شهید کاوه بود که تحویل بچهها میشد و همه به صرف یک لیوان چای میهمان ل
برچسب:
نویسنده: باران افشاری
خیانت منافقین در ابتدای جنگ به روایت سردار همدانی!
شهید همدانی میگوید: بنده به جرأت میتوانم بگویم که بخش مهمی از نیازمندیهای ما در عملیاتها در سازمانهای دولتی موجود بود، در حالی که ما از سختی
برچسب:
نویسنده: باران افشاری
روایتی از فرمانده گمنام اطلاعات عملیات مرصاد؛سرداری که چشم راست شهید چیت سازیان بودعملیات مرصاد فصل درخشانی از هشت سال حماسه و ایثار بود؛ حماسهای که با ایستادگی سرو قامتانی از تبار الوند رقم خورد و ه
برچسب:
نویسنده: باران افشاری
حسن و حسین و عباس چگونه رفتند؟!هنگامی که روحیه شهادتطلبی در خانوادهای حاکم شود، فرق نمیکند در چه زمانه و دورهای متولد شوید. تفاوتی نمیکند در کدام جغرافیا زیست میکنید و شرایط روز جامعه و کشورتان
برچسب:
نویسنده: باران افشاری

در آغوش هم، در آغوش شهیدان!

آسمان باز نورافشانی شد.
برچسب:
نویسنده: باران افشاری